غزلغزل، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

دختر آرزوهای من

اگر کودکتان گریه کند چه میکنید

              اگر کودکتان گریه کند چه می کنید ؟! پی بردن به دلیل واقعی گریه کودکان ، چندان کار آسانی نیست ولی تجربه ثابت کرده که در اغلب موارد گریه آنها چندان هم بی دلیل نیست که البته شما والدینی که تحمل شنیدن صدای گریه های معصومانه کودکتان را ندارید چه بهتر که دلایل آنرا بدانید تا درصدد خوشنودی و آرامش او برآیید. گرچه می دانید که آنها از بودن در کنار شما، دیدن شما، گوش دادن به صحبت های شما و آموختن از شما والدین عزیر لذت می برند . ...
4 آذر 1390

تاریخ تولدت را بگو تا بگویم بیماری‌ات چیست؟!

        تاریخ تولدت را بگو تا بگویم بیماری‌ات چیست؟!   دانشمندان هیچ‌وقت تاثیر کواکب بر خصوصیات اخلاقی افراد را تایید نکرده‌اند و تنها تاثیر ماه‌های مختلف تولد، تاثیر آب و هوا بر رشد کودک است اما خواندن این اعتقادات قدیمی برای سرگرمی خالی از لطف نیست.   قدیمی‌ها فکر می‌کردند تقدیر و سرنوشت هرکس از پیش نوشته‌شده. این سرنوشت را می‌شد با نگاه کردن به ستاره‌ها دریافت. آن‌ها اعتقاد داشتند ماه و سال تولد، خیلی از ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی فرد را تعیین می‌کند. مثلا می‌گفتند متولدی...
25 آبان 1390

پاسخ به پرسش های متداول والدین درمورد نوزادشان

نوزاد شما تازه متولد شده و شما را با تجربه های جدیدی رو به رو می کند. تجربه هایی که اگر نسبت به آنها آگاهی داشته باشید هیچ نگرانی ای ندارند و لذت پرورش نوزادتان را بیشتر می کنند. حتی اگر هنوز مادر نشده اید و قصد بچه دار شدن دارید، حتما این سوال ها و نگرانی ها درباره این موجود کوچک و دوست داشتنی برایتان وجود دارد. در زیر به چند پرسش متداول میان پدر و مادرهای تازه کار پاسخ داده ایم. مادران تازه کار همیشه نگرانند   1 – باتوجه به اینکه نوزادان خیلی زود به خانه فرستاده می شوند از کجا بفهمیم که زردی دارند و اگر داشته باشند، چه باید بکنیم؟ بسیاری از نوزادان رنگ پوستشان کمی زرد می شود که آن را زردی یا یرقان ...
19 آبان 1390

بدون عنوان

غزل گلم سلام امشب بعد از مدتها یه کمی وقت پیدا کردم بیام پای کامپیوتر اخه ماشاالله خیلی شیطون شدی چونکه چهار دست و پا میری یک لحظه نمیشه غافلت کرد وگرنه یه بلایی سر خودت مییاری پریشب٢٥ ٣ ١٣٩٠ شادی اینا اومدن خونمون منم خوابونده بودمت تو اتاق خواب که یه دفعه صدای گر یه تو تا اومدم اتاق خواب از روی تخت افتادی پایین خدا رو شکر به خیر گذشت اما کمی رو بینیت زخم شد. فردا هم روز پدره امشب با بابا رفتیم ودو تا ادکلن واسه باباجون اینا خریدیم.
10 مهر 1390

واکسن 4 ماهگی

غزل جون دیروز{۱۷.۱۱.۸۹} قرار بود که برای تزریق واکسن ۴ ماهگي ببرمت بهداشت. صبح حدود ساعت ۹ زنگ زدم به مامانی گفتم که اگر میتونی بیا تا با هم بریم تا واکسن غزلو بزنیم اما از شانس بد مامانی وخاله نوبت چشم پزشکی داشتند وقرار شد که بعد از دکتر بیان تا بریم بهداشت بالاخره ساعت يازده و نيم مامانی با خاله اومدن  و بردیمت بهداشت و واکسنتو زدیم خیلی دلشوره داشتیم.  دیشب تا صبح تب داشتی و امروز هم کمی تب داشتی تا صبح بیدار بودم که خدایی نکرده تبت بالا نره الهی بمیرم جای واکسنت هم درد میکنه اما الان خیلی بهتری اگر خدا بخواهد. دیروزخانم دکتر وزنت کرد ۷ کیلو و ۲۰۰ گرم بودی.ماشالله به جونت    &...
10 مهر 1390

غزل و محمد امین

غزل جان دیشب{ ۲۱.۱۱.۸۹ }رفتیم خونه محمد امین اینا{دوستت }.محمد کوچولو ۴۵ روز از تو کوچولو تره ومتولد ۲ آذره.۵ روز پیش اونو ختنه کردن اما چون تو هم واکسن زده بودی نتونستیم بریم  خونشون چون مامانش برای محمد جشن گرفته بود.به خاطر همین دیشب با بابا و یکی دیگه از دوستامون رفتیم خونشون .محمد کوچولو بهتر شده بود اما یه خورده موقعی که مامانش میخواست  پوشکشو عوض کنه گریه کرد.گلنوش خواهر محمد تو رو گرفته بود بغل تو هم ساکت نشسته بودی {الهی مامان فدات}امروز هم با بابا و مامان جون و بابا جون و عمه رفتیم با ماشین بیرون تو ماشین چون خیلی گرم بود لباساتو در آوردم تا زیاد گرمت نشه تو هم ماشالله اونقدر گرمایی هستی که موهات خیس عرق شده بود من ه...
10 مهر 1390

انتخاب نام غزل

غزل جون ميخوام از انتخاب نامت بگم . حامله كه شده بودم كم كم به فكر افتاديم كه يه اسم زيبا واست انتخاب كنيم .يه شب كه نشسته بوديم پاي تلويزيون داشت يه مسابقه نشون ميداد به اسم مسابقه چي چي يه خانمي زنگ زد و اسم دخترهاشو گفت {غزل و عسل} .من هم به بابا گفتم كه غزل و عسل هم اسماي قشنگي هستند اول عسلو انتخاب كرديم .نظر بقيه رو كه گرفتيم اكثرا ميگفتند ياتكرارييه يا زياد قشنگ نيست بابا هم پاشو كرد تو يه كفش كه غزل خوبه اما من كه خيلي نسبت به انتخاب اسم وسواس داشتم مدام شك ميكردم و يه اسم جديد انتخاب ميكردم اما بابا به اين كاراي من ديگه اعتنا نميكردو گفت موقعي كه خواستم شناسنامه بگيرم  همين اسم غزل و به ثبت احوال ميگم وتو هم اگه خواستي يه ...
10 مهر 1390

تبریک عید

  لحظه ای که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم    این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم سبزه را با یاد روی سبزه ات سمنو به یاد شیرینی لبخندت سایه دانه به رنگ چشم هایت سرکه با یاد ترشی مهربانیت سیب با یاد تردیه گونه هایت سکه با یاد درخشش قلبت سیر با یاد تندی کلامت با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم سایه حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سرمستی بهار سکوت دعا سرور جاودانه این است هفت سین آریایی نوروز مبارک مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سنبل خوشبو مثل سیب خوش ...
10 مهر 1390